کمال مطلوب
کمال مطلوب آن چیزی است که نوع انسان در جستجوی آن است.پرسش این است که کمال مطلوب چیست؟ از نگاه ما کمال مطلوب آن آرامشی است که انسان به واسطه آن می تواند با سختی ها و ناملایمات زندگی مقابله نموده و کشتی حیات خود را سالم و سلامت به سرمنزل مقصود برساند.دو پرسش در اینجا مطرح خواهد شد.
پرسش اول آن که کمال مطلوب چگونه تحصیل می شود،و پرسش دیگر آن که سرمنزل مقصود در حیات آدمی کدام است؟ بایستی دانست که هر مکتب و مذهبی در صدد رساندن انسان به کمال مطلوب و همچنین نیل انسان به سرمنزل مقصود می باشد و هرکدام نیز از طریقی و به روشی متفاوت با دیگری پیش می رود و انسان در میان این معرکه کبری و به تعبیری بهتر در میان این همه راه و روش گوناگون درمی ماند که چه بکند؟ و از کدام راه برود؟
همه راهها و روشها به یک نقطه منتهی می شود.همه مذاهب و مکاتب در صدد دستیابی به کمال مطلوب و رسیدن به سرمنزل مقصود می باشند،اما همان گونه که گفته شد راهها و روشها متفاوت اند.برخی می توانند انسان را راحت تر و سریع تر به هدف برسانند و برخی دیگر به عکس ممکن است انسان را در پیچ و خم های بیشتری که ضرورتی نیز ندارند،گرفتار نمایند.
تا آنجا که نگارنده در پی تحقیقات فراوان دریافته،شریعت اسلام با احکام و دستورات سهل و ساده خود،که عاری از پیچیدگی های فلسفی و کلامی یهودیت،مسیحیت،دائوئیسم، جاینیسم،هندوئیسم،بودیسم و عرفان های قدیم و جدید می باشد،این پتانسیل را دارد تا نوع انسان را به کمال مطلوب و سرمنزل مقصود برساند.چیزی که هست رسیدن بدان معنا یک شرط دارد و آن شرط چنان که در کتب و مقالات دیگر گفته ایم آن است که آموزه های اسلام از تمامی پیرایه هایی که در طول تاریخ بدانها بسته اند،پاک شده،و به همان کیفیتی که در صدر اسلام یعنی عصر نزول بود، بازگردد.
وانگهی پندار مردم جهان در حال حاضر در باره اسلام،آن چیزی نیست که باید باشد.نکته ای که در این رابطه باید مورد توجه قرار داد و ما در آینده بیشتر در باره آن خواهیم گفت آن است که به شریعت اسلام از دو منظر می توان نگاه کرد.ناگفته نماند این مطلب در مورد همه ادیان و مکاتب صدق می کند.یک وقت است که از طریق یک شریعت قصد برقراری یک نظام سیاسی،اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی را داریم،و یک وقت است که خیر! مراد ما آن چیز نبوده و تنها در پی کسب آرامش روحی،روانی برای خود و در ادامه وصول به سرمنزل مقصود هستیم.
چنانچه گذشت اگر ما با تکیه بر شریعت اسلام در پی کسب آرامش باشیم اینجا قضیه فرق می کند.زیرا در اینجا رعایت آن همه احکام و دستوراتی که در اسلام هست، با توجه بدین که بسیاری از همان احکام و دستورات که خود محصول فتاوی فقیهان در ادوار مختلف تاریخ اسلام بوده،و در برخی موارد حتی با اصول اولیه اسلام نیز همخوانی ندارد، لازم نیست.
در اینجا ذکر نکته ای ضروری است و آن این است که خواننده باید بداند که منظور نگارنده از عبارت فوق آن نیست که احکام اسلام را کنار بگزاریم،بلکه منظور آن است که برای دستیابی به آرامش روحی و روانی لازم نیست همه احکام سیاسی، اجتماعی، اقتصادی،حقوقی،کیفری و .... را مدّ نظر قرار داده و در یک آن به همه آنها ملتزم باشیم.
چون غرض در اینجا تنها دستیابی به آرامش است می توان با بهره برداری از بخشی از پتانسیل شریعت نیز آن را به دست آورد،و این در حالی است که احکام و آموزه های دیگر شریعت با توجه به پیش شرطی که عنوان شد در جای خود، کماکان اهمیت و اعتبار خود را خواهد داشت. البته در ادامه باز هم در این باره صحبت خواهیم کرد.
دو پرسش مطرح شده بود.پرسش اول آن که کمال مطلوب چگونه تحصیل می شود،و پرسش دیگر آن که سرمنزل مقصود در حیات و زندگانی آدمی کدام است؟ بایستی دانست که کمال مطلوب یعنی آرامش جان،روح و روان در انسان، جز با یاد خدا و تعلق خاطر بدو محقق نمی گردد.«الَّذِينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ». آنها کسانی هستند که ایمان آوردهاند،و دل های شان با یاد خدا مطمئن( آرام) است. آگاه باشید که تنها با یاد خدا دل ها آرامش می یابد. (رعد: 28).
هر قدر انسان به خدا و به عبارتی دیگر به خالق هستی نزدیکتر شود،به همان میزان از اضطراب ها و استرس های درونی اش کاسته خواسته شد.از آنجا که خدای تعالی تنها کانون امن و تنها پناهگاه انسان در پهنه هستی است ایمان، باور و تکیه به او در وجود انسان آرامشی پدید می آورد که همان آرامش قادر است انسان را در قبال سختی ها و ناملایمات زندگی حفظ نموده،و وی را در راستای حرکت و نیل به هدف خویش یعنی رسیدن به سرمنزل مقصود هدایت و مساعدت نماید.خواهند پرسید که راه نزدیک شدن به خدا کدام است و چگونه می توان به خدا نزدیک شد؟در این رابطه در ادامه سخن خواهیم گفت.
کریم نافعی فرد
تهران ایران
|