وب سایت اختصاصی کریم نافعی فرد

راه نزدیک شدن به خدا

راه نزدیک شدن به خدا
چنانچه پیش از این نیز اشاره شد نزدیک شدن به خدا در شریعت اسلام با گرایش به دو رکن معنویت و اخلاق ممکن می گردد.معنویت و اخلاق در شرع اسلام خلاصه شده در اعتقاد و التزام به چند اصل اعتقادی از جمله: اعتقاد به وجود خدا و جهان غیب،اعتقاد به رستاخیز،اعتقاد به وجود فرشتگان،اعتقاد به کتب آسمانی و پیامبران الهی، (بقره: 177) و برخی آموزه های اخلاقی توصیه شده در کتاب و سنت.اما قبل از نزدیک شدن به خدا ابتدا باید به او ایمان آورد. راه حصول به ایمان در هر آیین و شریعتی متفاوت بوده و هر کدام از آیینها و شریعتها از مسیر خاص خود و با اتکاء به روش مخصوص به خود،در صدد تحقق آن هستند. لازم به یادآوری است که در متون برخی از ادیان،شرایع،آیین ها و همچنین برخی مکاتب فلسفی،این مسیر تا آنجا غامض و پیچیده می گردد،که شخص را خسته می کند.
همچنین است در متون فلسفه و کلام اسلامی که با فراوان موضوعات غامض و پیچیده در این عرصه روبرو هستیم.بهترین استدلالی که می تواند مردم عادی را در کسب شناخت و همچنین ایمان به خدا، به عنوان خالق و صاحب هستی هدایت نموده و مردم را با آن همه غوامض و پیچیدگی های موجود در فلسفه و کلام درگیر ننماید، مضمون همان خبر نقل شده از رسول خدا ص است که فرموده: «علیکم بدین العجایز». بایستی دانست که نفس این خبر در عین کوتاهی و اختصار،خود،یک فلسفه جامع خدا شناسی و توحید است.در ارتباط با شأن صدور این خبر در برخی کتب مربوط آمده که رسول خدا ص همراه اصحاب خود از راهی عبور می کرد دید پیرزنی در حال نخ ریسی است.
نزدیک شد و از پیرزن پرسید: ای مادر! خدا را از چه طریقی شناختی؟ پیرزن دست خود را از دوک نخ ریسی جدا نمود و گفت از این طریق. اگر من این دوک را نچرخانم،خواهد ایستاد. پس جهانی به این عظمت نیز چرخاننده ای دارد که اگر آن را نچرخاند، آن نیز خواهد ایستاد. در اینجا بود که پیامبر خدا رو به اصحاب خویش نمود و فرمود: «علیکم بدین العجایز».یعنی خداشناسی را باید از این پیرزن یاد گرفت.
ناگفته نماند بسیاری از صاحب نظران محترم به مضمون عبارت بالا اشکال نموده و عنوان کرده اند که این عبارت حدیث نیست. در توضیح پیرامون این موضوع باید بگوییم که ما کاری نداریم که این عبارت حدیث است یا حدیث نیست. مهم مفهوم آن و درسی است که به انسانها می دهد. تصور کنید که این سخن از کسی دیگر است. چه فرقی می کند؟ مهم چنانچه گفته شد درسی است که می توان از آن گرفت.چرا باید بر سر هر چیزی مناقشه نمود،تا جایی که اصل موضوع فراموش گردد؟ ممکن است سؤال شود که آیا به همین اندازه کافی است؟ در پاسخ بایستی گفت به باور نگارنده همین اندازه نیز کافی است.
آنچه که برای مردم مهم است آن است که باور کنند این جهان گرداننده ای دارد. همین! دیگر افزون بر آن یعنی آن چیزهایی که فلاسفه و متکلمان دنبال نموده و عنوان می کنند، گرچه خوب است، اما در زندگانی انسانها چندان نقشی نمی تواند داشته باشد.وقتی شخص به خدا ایمان آورد، انجام بقیه کارها بسیار آسان خواهد بود.یعنی همان قدر که بدان چند چیز که عنوان شد ایمان بیاورد،و در ادامه در راستای کسب ارزشهای اخلاقی که در کلام خدا از آنها با عنوان عمل صالح یا اعمال نیکو یاد شده، حرکت نماید، دیگر کار تمام است. وقتی شخص به اینجا که گفته شد می رسد،مرتبه اول یا به تعبیری دیگر سرمنزل مقصود را درک نموده،و همین طور که ادامه داده و پیش می رود، طی منازل می کند، تا آخرین منزل که مقام قرب الهی است.شریعت اسلام نیل به سعادت و رستگاری را فارغ از هر دین و آیینی،تنها در سه اصل خلاصه می کند.اصل اول ایمان به خدا،اصل دوم ایمان به رستاخیز یا روز حساب،و اصل آخر،انجام اعمال نیکو است.
خدای تعالی در آیه 69 از سوره مائده می فرماید:«إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ الَّذِينَ هَادُوا وَالصَّابِئُونَ وَ النَّصَارَى مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ عَمِلَ صَالِحًا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لَا هُمْ يَحْزَنُونَ».(آنان که ایمان آورده‌اند،و یهود و صابئان و مسیحیان،و هر کسی که به وجود خداوند یگانه و روز جزا،ایمان بیاورد،و اعمال نیکو انجام دهد،نه ترسی بر آنها خواهد بود،و نه غمگین خواهند شد).
چنانچه پیش از این نیز عنوان شد،از منظر شریعت اسلام نیل به سعادت و رستگاری و به تعبیری بهتر رسیدن به سرمنزل مقصود و کمال مطلوب و آرامش روحی و روانی برای انسان امری بسیار سهل الوصول بوده،و وصول بدان برای هر کسی در هر حد و اندازه ای که باشد،فرقی نمی کند.همین قدر که به اصول سه گانه فوق پایبند بوده،و آنها را به کار گیرد،میسور و میسر خواهد بود.اینها را گفتیم تا مردم متوجه باشند که شریعت اسلام تا کجا آسان گرفته است.

کریم نافعی فرد
تهران ایران


بازگشت به آرشیو مطالب