وب سایت اختصاصی کریم نافعی فرد

تفسیر آیه 11 سوره رعد

تفسیر آیه 11 سوره رعد
« لَهُ مُعَقِّبَاتٌ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ يَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ وَإِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوءًا فَلَا مَرَدَّ لَهُ وَ مَا لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَالٍ ».(برای انسان،مأمورانی است که پی در پی،از پیش رو،و از پشت سرش او را از فرمان خدا حفظ می‌کنند.خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی‌دهد مگر آن که آنان،آنچه را در خودشان است تغییر دهند،و هنگامی که خدا اراده بدی به قومی کند،هیچ چیز مانع آن نخواهد شد،و جز خدا سرپرستی نخواهند داشت).
در ارتباط با ترجمه و همچنین تفسیر بخش نخست آیه فوق مطالبی به نظر نگارنده رسیده بود که دانستن آن برای خواننده خالی از لطف نخواهد بود.به باور نگارنده هم در ترجمه و هم در تفسیر آیه فوق،در اغلب موارد چندان که باید دقت به عمل نیامده است.البته این نظر نگارنده است و ممکن است نگارنده خود به اشتباه رفته باشد.اما اگر نظر نگارنده درست بوده باشد،لازم خواهد بود تا در ارتباط با معنا و تفسیر آیه تجدید نظر شود.
پیش از ادامه بحث لازم است به شأن نزول آیه رجوع نموده و ببینیم که اساساً آیه به چه منظوری نازل گردیده است.در ارتباط با شأن نزول آیه گفته شده دو نفر از مشرکین به نام های «اربد بن قیس» و «عامر بن طفیل» که قصد جان پیامبر خدا را داشتند با هم قرار گزارده بودند که یکی سر پیامبر خدا را گرم کند و دیگری از پشت با شمشیر پیامبر را بزند.وقتی پیامبر سرش به گفتار اربد گرم شد عامر از پشت به پیامبر حمله ور شد،اما شمشیرش در غلاف گیر کرد، و هر قدر تلاش نمود، نتوانست شمشیر را از غلاف بیرون بکشد، و در اینجا بود که آیه فوق نازل گردید.
غالباً آیه را این گونه معنی کرده اند: «برای انسان،مأمورانی است که پی در پی،از پیش رو،و از پشت سرش او را از فرمان خدا حفظ می‌کنند»،و این در حالی است که ضمیر«ه» در«له» و همچنین در «یحفظونه» به پیامبر خدا ص برمی گردد نه انسان.چنانچه پیش از این نیز عنوان شد اغلب صاحب نظران با توجه به آیات قبل از آیه مورد بحث،عنوان نموده اند که منظور از له و یحفظونه در آیه انسان بوده است.این که در تفسیر آیه به شأن نزول آیه اصلاً توجه نشده،خود موجب شگفتی است.اگر قدری دقت کنیم متوجه خواهیم شد که تمام داستان در ارتباط با پیامبر است و این که ضمیر مورد بحث را به انسان برگردانده اند خود محل تأمل است.
در توضیح بیشتر قضیه بایستی گفت که قرار بوده به جان پیامبر خدا سوء قصد شود و خدای تعالی مانع از آن شده،و در توضیح بیشتر قضیه فرموده که برای پیامبر محافظانی است که به فرمان خدا او را از خطرات محافظت می کنند. اغلب مفسران محترم در تفسیر آیه به جای پیامبر ص عنوان نموده اند که برای انسان محافظانی است که او را از امر خدا محافظت می کنند.در اینجا دو اشکال پیش آمده اول آنکه پیامبر را از متن آیه برداشته و انسان را جای آن نهاده اند،و دوم آنکه «به امر خدا» را «از امر خدا» معنی کرده اند،و وقتی سؤال شده که امر خدا چیست که فرشتگان انسان را از آن محافظت می کنند،گفته شده امر خدا یعنی حوادث غیر حتمی.با این ترجمه و تفسیر در کل، هم ساختار مفهومی آیه تغییر نموده،و هم مفهوم آیه از آن چیزی که بوده، به چیزی مبدل شده که به هیچ وجه منظور قائل را نمی رساند.
در ارتباط با تفسیری که مفسران محترم عنوان نموده اند،اشکالاتی هست که فهرست وار بدانها اشاره می شود:
1- ضمیر«ه»در«له»و«یحفظونه»به پیامبر خدا برمی گردد نه انسان.زیرا تمام داستانی که آیه بازگو می کند در ارتباط با پیامبر است و نه کسی دیگر.
2- معنی «من امر الله»باید به امر خدا ترجمه شود نه از امر خدا. زیرا از امر خدا معنایی ندارد.اگر من امر الله به امر خدا معنی شود کل آیه معنای درست خود را پیدا می کند.اما اگر از امر خدا معنی شود ساختار معنایی آیه به هم می ریزد، زیرا معلوم نیست امر خدا چیست.
3- در تفسیر عبارت «من امر الله» گفته شده که منظور از امر خدا حوادث غیر حتمی است،مثل وقوع سیل و زلزله و بلایای طبیعی و.... پرسش این است چرا باید بلاهای طبیعی تهدیدی برای پیامبر و یا انسان باشد تا فرشتگان او را از گزند آنها حفظ نمایند؟جهان هستی و جهان پیرامون انسان همه و همه وسائلی اند در جهت آزموده شدن انسان،و همچنین ابزارهایی اند در راستای به کمال رسیدن اش.هر پدیده ای طبیعی اعم از خوب و سازنده اش،و بد و نابودگرش، به وظایف خود عمل می کنند و انسان باید خود مراقب باشد تا گزندی از ناحیه آنها به وی نرسد.اگر قرار باشد فرشتگان انسان را محافظت نمایند،پس عقل انسان به چه دردی می خورد؟ آتش می سوزاند اگر انسان بدان نزدیک شود،می سوزد.انسان باید خود آنرا تجربه کند و وقتی این معنا را دریافت به آن نزدیک نشود. اگر قرار باشد فرشتگان او را از آتش حفظ کنند،در آن صورت عقل انسان چه محلی خواهد داشت.
4- فرشتگان از پیامبر در برابر گزندی که آن دو تن قصد آن داشته اند از پیامبر محافظت نموده اند.بر چه اساسی؟به امر خدا.حال اگر گفته شود فرشتگان پیامبر را از امر خدا محافظت کرده اند،معنای آیه روشن نخواهد بود.زیرا اولاً منظور از امر خدا معلوم نیست،و ثانیاً اگر چنانچه گفته اند منظور از امر خدا حوادث غیر حتمی باشد،این پرسش مطرح خواهد گردید که چرا باید فرشتگان پیامبر خدا را از حوادث غیر حتمی محافظت نمایند،البته اگر (ه) ضمیر در له و یحفظونه به پیامبر بازگردد.
5- با توجه به مراتب یادشده معلوم می شود که منظور از«له»و «یحفظونه» در آیه شخص پیامبر بوده و این که مترجمان و مفسران پیامبر را از آیه برگرفته و لفظ انسان را جای آن نشانده اند،و مفهوم آیه در ادامه این طور شده که برای هر انسانی فرشتگانی است که او را از حوادث غیر حتمی محافظت می کنند، ترجمه و تفسیری نادرست است. زیرا چنانچه عنوان شد انسان با تکیه بر عنصر عقلانیتی که در وجود خود به ودیعه دارد، خود، باید خویشتن خویش را از گزند حوادث حفظ نماید، و در این راستا نیازی به فرشتگان ندارد.

کریم نافعی فرد
تهران ایران


بازگشت به آرشیو مطالب