پیامبران عصر جدید
در گذشته دور یعنی عصر پیامبران،سنت رایج این گونه بود که پیامبران از بین مردم معمولی و غالباً کم سواد یا بی سواد انتخاب می شدند.برای مثال پیامبر اسلام ص فردی بی سواد بود،یعنی سواد خواندن و نوشتن نمی دانست. بایستی دانست اینکه عنوان شده پیامبران افرادی بیسواد و یا کم سواد بوده اند، معنای آن چنانچه گفته شد این بوده که آنها خواندن و نوشتن نمی دانستند،نه آن که هیچ دانشی نداشته اند.بنا به دلایل عقلی و تاریخی پیامبران خود، افرادی بسیار با هوش و دانا بوده اند،هرچند که برخی سواد خواندن و نوشتن داشته،و برخی چون پیامبر اسلام از آن بی بهره بوده اند.
در عصر حاضر همه چیز فرق کرده است.پیامبرانی جدید پیدا شده که نه تنها مانند گذشته افرادی بی سواد یا کم سواد نیستند،بلکه همگی دکتر،مهندس و پروفسور هستند.در قدیم پیامبران تخصص خاصی نداشته و مانند مردم کوچه و بازار افرادی معمولی بودند،و این در حالی است که پیامبران عصر جدید بیشتر فیزیک پیشه و آن هم از نوع کوانتومی اش هستند.جالب تر از همه آن است که پیامبران قدیم ایمان به خدا را در بین مردم ترویج می نمودند،و حال آن که پیامبران عصر جدید غالباً آته ایست(ناخداباور) هستند،و مردم را به ناخداباوری و بی ایمانی دعوت می کنند.
شخص دکترای فیزیک دارد و در ارتباط با مثلاً نجوم،سیارات،ستارگان و هم چنین میلیاردها کهکشان موجود در فضا نظریه داده،اما جای آن که آن همه علم و دانش ذهن و اندیشه وی را به سمت و سوی خالق هستی سوق دهد و به عبارتی بهتر از وجود آن همه معلول،به علت پی برد،متأسفانه مانند آدم هایی که خواب نما شده،یک مرتبه از خواب پریده و هذیان می گوید.جالب آن که آقای دکتر و پروفسور از آن همه علم و دانش که فراگرفته،بدین نتیجه رسیده که این جهان با آن همه پیچیدگی و عظمت،خالقی نداشته و ندارد.این دقیقاً مصداق بارز همان عبارت معروفی است که گوید:العلم هو الحجاب الاکبر.یعنی علمی که خود حجابی بزرگ می شود بر حامل اش.
وقتی انسان با چنین برخوردهایی مواجه می شود درمی ماند که چه بگوید.به هرحال علم و دانش چیزهایی هستند که اصولاً باید به انسان بصیرت دهند و به عبارتی دیگر چشم انسان را باز کنند.اگر قرار باشد انسان با آن همه دانش و آگاهی سر از ناخداباوری درآورده و در بینش و بصیرت در حد آن پیرزنی که داستانش را همه می دانیم،نیز نباشد،خود محل تأمل است.
بد نیست به داستان پیرزن مزبور نیز اشاره کنیم.خبری نقل شده از رسول خدا ص که فرموده: «علیکم بدین العجایز». بایستی دانست که نفس این خبر در عین کوتاهی و اختصار،خود،یک فلسفه جامع خدا شناسی و توحید است.در ارتباط با شأن صدور این خبر در برخی کتب مربوط آمده که رسول خدا ص همراه با اصحاب خود از راهی عبور می کرد دید پیرزنی در حال نخ ریسی است.نزدیک شد و از پیرزن پرسید: ای مادر! خدا را از چه طریق شناختی؟ پیرزن دست خود را از دوک نخ ریسی جدا نمود و گفت از این طریق. اگر من این دوک را نچرخانم،خواهد ایستاد.پس جهانی به این عظمت نیز چرخاننده ای دارد که اگر آن را نچرخاند،آن نیز خواهد ایستاد.در اینجا بود که پیامبر خدا ص رو به اصحاب خویش نمود و فرمود: «علیکم بدین العجایز».یعنی ایمان به خدا را باید از این پیرزن یاد بگیرید.
بایستی دانست فیزیک پیشه ها همه ناخداباور نیستند و در بین آنها بسیاری نیز هستند که خداباورند.اما نکته اینجا است آن اندازه که فیزیک پیشه های ناخداباور بر اعتقادات مردم تأثیرگزارند،فیزیک پیشه های خداباور تأثیرگزار نیستند،و علت آن هم این است که مردم اصولاٌ از چیزهای مبهم و ناشناخته بیشتر خوششان می آید،و بیشتر بدان سو کشیده می شوند.وقتی فیزیک پیشه های ملحد از نظریات عجیب و غریب فیزیک کوانتوم برای مردم عادی که هیچ گونه اطلاعاتی در این زمینه ندارند،سخن می گویند،مردم گمان می کنند که دیگر همه چیز در دنیا تمام شده،و طبق رهنمودهای فیزیک پیشه های ملحد، پرونده خالق هستی را برای همیشه بایستی بست.
توجه ندارند که اینها همه یک بازی است که این آقایان درآورده اند و آن طرف جز مشتی خیالات و توهمات هذیان گونه چیز دیگری نیست.در این بازی قرار بر این است که ایمان و اعتقادات مردم زده شود. قرار بر این است که تا آنجا که می توانند مردم جهان را به سمت الحاد و ناخدا باوری سوق دهند.
در کنار فیزیک پیشه های ملحد،گروهی آته ایست نیز وجود دارد که به منظور دستیابی به اهداف شوم خود سعی دارد با بهره برداری از نظریات فیزیک کوانتوم،همراه با مطالب خرافی دیگر،معجونی به نام شبه علم درست کرده،و آنها را به خورد مردم دنیا بدهد.البته ما در بخش «خرافات جدید» به مواردی از آنها اشاره کرده و در اینجا وارد آن نمی شویم.چیزی که ما درصدد بیان آن هستیم ذکر این نکته است که ما با موضوع ناخداباوری و الحاد گروه های یاد شده هیچ مشکلی نداریم.
بنا به اعتقاد ما در جهان بشری هرگونه دیدگاهی باید باشد،زیرا وجود این گونه دیدگاهها موجب می گردد تا مردم در ارتباط با موضوعات مختلف دقتی بیشتر به خرج داده و راه درست را انتخاب کنند.چیزی که هست ما تلاش می کنیم حتی المقدور آسیب های این پدیده را کاهش دهیم.آسیبها چگونه کاهش می یابد؟با آگاهی دادن به مردم.با آگاهی دادن به مردم است که می توانیم آنان را از گزند چنین نگرش هایی محافظت نماییم.
بسیاری از مردم در برخورد با مطالب شبه علم ناخداباوران بالاخص مطالب فیزیک کوانتوم،به لحاظ آن که هیچ گونه اطلاعاتی در آن زمینه ندارند،خیلی راحت تسلیم شده و بدون آن که خود نیز واقف باشند مبدل به بوقهای تبلیغاتی برای ناخداباوران می شوند،و این در حالی است که هیچ یک از فرضیه ها و حتی نظریه های فیزیک کوانتوم،بدان مطالبی که ناخداباوران عنوان می کنند ربطی نداشته و ندارد.
برخی از مردم که طرفدار الحاد و ناخداباوری اند و سعی دارند که به منظور دستیابی به اهداف خود از مباحث فیزیک کوانتوم بهره برداری نمایند،خود نیز به لحاظ بی اطلاعی یک عنوان کوانتوم را شنیده و همین طور از سر بی اطلاعی آن را برای دیگران تکرار می کنند.به عنوان مثال اگر کسی بخواهد نظریات این ناخداباوران را نقد و یا رد نماید،مدام تکرار می کنند که آقا! این قانون کوانتوم است. شما اصلاً می دانید کوانتوم چیست؟ همین که اسم کوانتوم برده می شود شخص چون اطلاعی ندارد بلافاصله مرعوب گشته و تسلیم می شود.چرا؟چون پیش خودش فکر می کند حتماً یه چیزی هست که من نمی دانم،و این در حالی است که پشت این قضایا هیچ چیزی جز یک بازی مسخره نیست،و ما آن را بیان خواهیم نمود.
یادم می آید در گذشته نیز که بازار کمونیسم داغ بود،هرگاه که با کمونیست ها بحث می کردیم هرجا که کم می آوردند،می گفتند آقا! این ماتریالیسم دیالکتیک است.یک مبحث علمی است.شما اصلاً می دانید ماتریالیسم دیالکتیک چیست؟ما هم که نمی دانستیم ماتریالیسم دیالکتیک چیست،سکوت می کردیم و با خود می گفتیم شاید یه چیزی هست که ما نمی دانیم.نهایتاً دیدیم که این جوری نمی شود.رفتیم و ماتریالیسم دیالکتیک را مطالعه کردیم و بعد فهمیدیم که هیچ نیست.یعنی آقایان پیرو مکتب شارلاتانیسم با طرح یک موضوع کاملاً بی ربط با اصل موضوع،مردم را فریب می دادند.همین!
آنچه که مردم باید بدانند این است که تعاملات و فعل و انفعالات مربوط به فیزیک کوانتوم همه قضایایی است که به جهان ذرّه ها مربوط بوده و به جهان خارج از آنها یعنی عالم واقع مربوط نمی گردد.ممکن است برخی ندانند جهان ذرّه ها چیست،و اتفاقاً همه اشتباهات نیز از عدم درک صحیح از همین یک نکته ناشی شده است.بایستی دانست منظور از جهان ذرّه ها جهان ناظر بر اجزاء اتمها است و حیطه مطالعات و تحقیقات فیزیک کوانتوم،بررسی تعاملات و کنش ها و واکنش های مربوط به همان اجزایی است که ساختار یک اتم از آنها تشکیل گردیده،و خارج از آن را شامل نمی شود.
اجزاء درون اتم های ماده یعنی الکترون ها،پروتون ها،نوترون ها و همچنین جزء مهم ساختار انرژی و میدان الکترومغناطیس یعنی فوتون ها و .... ریزذرات مورد بررسی در فیزیک کوانتوم اند.نکته ای که بسیار مهم بوده و اساساً با پنهان نمودن آن و عدم ارائه یک توضیح صحیح در ارتباط با آن،مردم را به اشتباه می اندازند آن است که بدانیم تعاملات ناظر بر کنش ها و واکنش های ریزذرات کوانتومی هیچ ارتباط و انطباقی با جهان فرااتمی و به عبارتی بهتر عالم واقع ندارد.به بیان ساده تمامی فعل و انفعالات تعریف شده مربوط به ریزذرات،مختص به همان ریزذرات بوده،و بیرون از ساختار اتم ها یعنی در عالم واقع،همه چیز از همان قوانین تعریف شده در فیزیک نیوتن پیروی می کنند.
تا اینجای قضیه معلوم گردید که حیطه بررسیها و تحقیقات فیزیک کوانتوم تا کجا است،و همچنین دانستیم که جهان هستی و به تعبیری بهتر جهان فرااتمی را نمی توان با قوانین کوانتومی تفسیر نمود،زیرا انطباقی با هم ندارند.قوانین حاکم بر جهان ریزذرات یک چیزند،و قوانین حاکم بر جهان واقع چیزی دیگر.آن همه که ناخداباوران با تکیه بر فرضیات کوانتومی درصدد اثبات فرضیه بی خدایی خود بوده و هستند،مشاهده می شود که همه مبانی و استدلال های شان در ارتباط با قوانین حاکم بر جهان هستی،همگی از اساس مطالبی غلط و بی ربط با اصل موضوع بوده است.
البته در ادامه بیشتر توضیح خواهیم داد.توجه به نکات زیر می تواند ما را به نتایجی بهتر و روشن تر رهنمون گردد:
1- طبق نظرات عنوان شده در فیزیک کوانتوم گفته شده که فعل و انفعالات ریزذره ها به دو صورت موجی،ذرّه ای انجام می پذیرد.به گمان نگارنده قضیه به همین جا ختم نمی گردد و به باور ما باید صور دیگری نیز در کار باشد که هنوز فیزیک کوانتوم بدان مرحله نرسیده و در آینده آنها را کشف خواهد نمود.زیرا خدایی که این جهان پیچیده و با عظمت را آفریده،به منظور آن که نوع انسان را به تلاش و تحقیق بیشتر در ارتباط با آن بکشاند،قطعاً قوانین متعددی را در ارتباط با خلقت آن به کار گرفته،و این طور نیست که تصور شود جهان هستی بر اساس یک یا دو قانون خلق شده،و با تفسیر آن دو قانون کارش تمام شده است.
2- نکته دیگر در این بین فهم این معنی است که بدانیم نظریه های فیزیک کوانتوم با اصل خداباوری هیچ گونه تضادی ندارد،همچنان که فیزیک نیوتن فارغ از این تضاد بود.نیوتن قانون جاذبه را کشف نمود.آیا با کشف قانون جاذبه اصل خداباوری زیر سؤال رفت؟یعنی چون معلوم شد که زمین و سیارات و ستارگان و کهکشانها دارای جاذبه هستند،این نتیجه اش آن خواهد بود که جهان هستی خالقی ندارد؟یا اگر برای مثال ریزذرات از دو قانون موج،ذره تبعیت می کنند این معنای اش آن خواهد بود که هستی خالقی نداشته و همین جوری خود به خود و بر اثر بیگ بنگ به اینجا رسیده است؟ اساساً این دو مقوله چه ربطی با یکدیگر دارند؟ با کمی دقت متوجه می شویم که نه تنها هیچ ربطی به هم ندارند،بلکه بسیار نیز بی ربط با هم هستند.این که پیش از این عنوان شد مطالب بی ربط، منظور همین بود.
3- نکته بعدی آن است که بدانیم قوانین فیزیک نیوتن و فیزیک کوانتوم بیشتر ما را در جهت اثبات خالق هستی و همچنین پی بردن به عظمت او یاری می دهد نه انکار او.این که فیزیک پیشه های کوانتومی و غیره (ناخداباوران) از این کشفیات بدین نتیجه رسیده اند که جهان هستی خالقی نداشته و ندارد،این جز یک هذیان گویی هیچ معنا و مفهومی نمی تواند داشته باشد.
4- نکته بعدی فهم این معنا است که بدانیم اگر قوانین حاکم بر جهان ریزذره ها با قوانین حاکم بر جهان فرااتمی و به تعبیری دیگر عالم واقع متفاوت است این نیز ممکن است که در آینده معلوم گردد که چه در جهان ریزذره ها و چه در جهان فراذره ها به جای یک یا دو قانون چندین قانون حاکم است،و این طور نیست که تصور شود آنچه که تا کنون مکشوف گردیده همه آن چیزهایی است که در هستی وجود دارد.البته دلیل آن نیز پیشتر گفته شد و آن چیزی نیست جز آن که قبول کنیم خدایی که این جهان پیچیده و با عظمت را آفریده، به منظور آن که نوع انسان را به تلاش و تحقیق بیشتر در ارتباط با آن بکشاند، قطعاً قوانین متعددی را در ارتباط با خلقت آن به کار گرفته است.
5- نکته پایانی آن است که توجه داشته باشیم که در حال حاضر یوتیوب، گوگل و بسیاری از وبسایتهای دیگر پر شده از کلیپ ها و مطالب فیزیک کوانتوم از قبیل نظریه نسبیت خاص،سفر در زمان،سفر به آینده،حرکت موجی،ذره ای،تله پورت،و این اواخر هم بحث هوشمند بودن ذره ها.بایستی دانست که وجود این گونه مطالب هیچ اشکالی ندارد و چه بسا همان گونه که پیشتر نیز گفته شد بسیار هم خوب است.اما اشکال کار در این است که مطالب مزبور بیشتر مورد بهره برداری آقایان آته ایست(ناخداباوران) قرار گرفته و می گیرد،تا به واسطه آنها بهتر و بیشتر مردم ناآگاه را که از فیزیک کوانتوم چیزی نمی دانند،بفریبند،و نظرات الحادی خود را در ذهن آنان بنشانند.
در ارتباط با چند مورد از این گونه مباحث و مطالب توضیحاتی کوتاه آورده و قضاوت را بر عهده خوانندگان می گزاریم.خواننده باید بداند که موضوعات مربوط با مکانیک کوانتوم،ناظر بر تعاملات مربوط به ریزذرات بوده،و در عالم واقع محلی ندارد.نسبیت خاص می گوید اگر ماده بتواند با سرعت نور حرکت کند جرم اش این طور می شود و شکل اش آن طور و از این قبیل موضوعات.اشکال کار در این است که در حال حاضر ماده به هیچ وجه نمی تواند با سرعت نور حرکت کند.چرا؟چون امکان آن نیست.هرگاه آن امکان فراهم شده و ماده بتواند با سرعت نور در فضا حرکت کند،مشکلی نیز نخواهد بود تا بدان فرضیات توجه شده و روی آنها کار شود.
سفر در زمان و سفر به آینده نیز به همان منوال است.در آنجا نیز عنوان شده که اگر سفینه ای بتواند با سرعت نور در فضا حرکت کند(نسبیت خاص)چنین و چنان می شود.نکته اینجا است که رفع این اگر ها در حال حاضر ممکن نیست،و چه بسا هیچگاه نیز ممکن نگردد.خواهند گفت این اتفاق ممکن است در آینده رخ دهد.ما هم می گوییم اشکالی ندارد،ما هم امیدواریم که این اتفاق بیفتد.هرگاه اتفاق افتاد،باید در ارتباط با آن بحث نمود،نه در حال حاضر که هیچ اتفاقی در عالم واقع نیفتاده است.
جالب تر از همه اینها نظریه تله پورت است که هالیوود فیلم های زیادی نیز در باره اش ساخته و نمایش داده است.البته در فیزیک کوانتوم می شود بدان نسبت نظریه داد،اما در فیزیک نیوتنی و به عبارتی بهتر فیزیک فرااتمی تنها می توان آن را یک فرضیه،آن هم فرضیه ای سست و بی پایه تلقی نمود.بایستی دانست که تله پورت تنها در ارتباط با ریزذرات درون اتمها مانند الکترونها، فوتونها و ..... امکان پذیر بوده،و در ارتباط با جهان فرااتمی یعنی عالم واقع،چنین چیزی نه اتفاق افتاده،و نه عملی است.به همین ترتیب است دیگر فرضیات و نظریات عنوان شده در فیزیک کوانتوم که همگی به جهان ریز ذرات کوانتومی و به عبارتی دیگر اجزاء درون اتم ها مربوط بوده،و با ساختار جهان فرااتمی هیچ ارتباط و انطباقی ندارد.
ناخداباوران با طرح این گونه فرضیات و نظریاتی که عنوان شد،سعی دارند با ایجاد شک و شبهه در اذهان عمومی،ناخداباوری را در بین اقشار مردم گسترش داده و اذهان مردم جهان را از این نیمچه ایمانی هم که دارند،تخلیه نمایند،و این در حالی است که(دقت کنید) اگر هم درستی تمام این فرضیات و نظریات فیزیکی اثبات شود،همان گونه که پیش از این نیز عنوان شد،اثبات آنها هیچ تضادی با موضوع خداباوری و ایمان به خالق هستی نخواهد داشت،زیرا از دیدگاه خدا باوران خالق همه آنها خدای تعالی است،و اثبات آنها نیز جز اثبات خالق آنها چیز دیگری نخواهد بود.
کریم نافعی فرد
تهران ایران
|