تضمین روزی بندگان از سوی خدا
بسیاری از مفسرین و همچنین مردم با توجه به ظواهر آیات و برخی احادیث و اخبار تصورشان بدین گونه بوده و هست که خدای تعالی روزی بندگان را به قدر معین تضمین فرموده و روزی هر کسی به همان اندازه که مقدّر گردیده به او می رسد.این ضمانت با الفاظ و عباراتی متفاوت در آیات ۱۵۱ سوره انعام،۳۱ سوره اسراء،۱۳۲ سوره طه،۶۰ سوره عنکبوت و .... عنوان گردیده است.
با توجه به مضامین آیات فوق،یک دسته از مفسران بر این باور بوده و هستند که خدای تعالی روزی بندگان را به قدر معین تضمین فرموده و روزی هر کسی به همان اندازه که مقدّر گردیده به او می رسد و دسته دیگر عنوان نموده اند که منظور آیات این بوده که خدای تعالی منابع روزی بندگان را تضمین فرموده،و فارغ از آن،به تلاش و کوشش بندگان بستگی دارد.این در حالی است که اخباری نیز از رسول خدا ص نقل شده که مؤید هر دو نظریه می باشد.اینک به چند مورد از آن اخبار اشاره می کنیم.
اخباری که مؤید نظریه دسته اول می باشد:
«وقتی خداوند بنده ای را دوست دارد روزی او را به قدر کفایت کند».
«در طلب دنيا معتدل باشيد،زيرا هركس بدانچه براى او مقدّرشده مىرسد».
«روح القدس این پندار را در خاطرم انداخت که هیچ کس نمی میرد مگر روزش به پایان رسد و روزی خود را تمام کند.پس از خدا بترسید و در طلب روزی آرام باشید و اگر روزی یکی از شما دیر رسید آن را به وسیله معصیت خدا نجوید،زیرا آنچه نزد خداست جز با اطاعت او به دست نمی آید».
«از لوازم ایمان آن است که برای خشنودی کسان خود،خدا را خشمگین نسازی و بر نعمتی که خدا داده کسی را سپاس نگزاری و برای آنچه خدا نداده کسی را مذمت نکنی،که روزی به آز حریصان فزونی نگیرد،و به تنفّر کسان نقصان نپذیرد».
اخباری که مؤید نظریه دسته دوم می باشد:
«خواب صبحگاهی مانع قسمتی از روزی می شود».
«صبح زود در طلب روزی و حاجتهای خود بیرون شوید،زیرا سحرخیزی مایه برکت و رستگاری است».
پیش از آن که در باره مضمون اخبار یاد شده توضیح دهیم به یک نکته اساسی باید توجه داشته باشیم و آن نکته این است که با توجه به مضمون برخی از آیات که در ادامه بدانها اشاره خواهیم داشت،به نظر می رسد که نظریه دسته دوم مبتنی بر بستگی روزی بندگان به سعی و تلاش خود آنان،نظریه ای صحیح و مطابق رأی قرآن است.اینک آیاتی که مثبت نظریه دسته دوم می باشد:
«و اينكه براى انسان چیزی جز حاصل سعی و تلاش او نيست». (نجم : 39).
«آن کس که زندگانی زودگذر (دنیا) را میطلبد،هر مقدار که بخواهیم به او می دهیم.سپس دوزخ را نصیب او کنیم که نکوهیده و رانده شده بدان وارد شود، و آن کس که سرای آخرت را طلب کند،و برای آن سعی و کوشش کند،در حالی که مؤمن باشد،سعی و تلاش او نیز پاداش داده خواهد شد.همه را از عطای پروردگارت یاری می دهیم،و عطای پروردگارت هرگز(از کسی)منع نشده است». (اسرا : 18 تا 20).
با توجه به مضامین آیات فوق معلوم می شود اگر چه خداوند تعالى روزى بندگان را تضمین فرموده،اما این تضمین بدان معنا نیست که روزى هر کس را در خانهاش مىآورند و یا از آسمان براى او مائده نازل مىکنند.بلکه مقصود آن است که در عالم طبیعت منابع تأمین روزى بندگان پیشبینى و تضمین شده و بندگان بسته به میزان سعی و تلاش خود،از آنها بهره مند می گردند.
البته درستش هم همین است.چرا که اگر میزان روزی هرکسی از قبل تعیین شده باشد دیگر چه نیازی خواهد بود تا شخص برای کسب روزی بیشتر تلاش کند؟ از آنجا که طبق این نگرش شخص چه کم تلاش کند،و چه زیاد،همان مقداری که برای او مقدر شده را به دست خواهد آورد،قطعاً با خود خواهد گفت که چرا بیشتر تلاش کنم؟ من که چه کم تلاش کنم و چه زیاد،بهره ام همین مقدار خواهد بود،مگر دیوانه ام که خودم را به آب و آتش بزنم؟! بی گفتگو نتیجه این طرز تفکر آن خواهد بود که جوامع انسانی به تنبلی و تن پروری روی آورده و در نهایت به ورطه انحطاط و نابودی سقوط نماید.
حال می رسیم بدانجا که ببینیم چرا در پاره ای آیات قرآن و اخبار پرداختن به امور دنیا و به عبارتی دیگر دنیاطلبی مورد نکوهش قرار گرفته است.برخی از صاحب نظران به لحاظ نگاه اطلاق گرایانه که خود آفتی است در حوزه نظر،یا دربست آخرت گرایی را اصل قرار داده اند،یا دنیا گرایی را.چرا که از نظر آنان نمی شود هم دنیا و توجه تام و تمام بدان را گرفت،و در عین حال آخرت را نیز بی کم و کاست باور داشت.این طرز تلقی و برداشت از آیات و اخبار موجب گردیده تا در طول تاریخ یک دسته دنیا را بگیرند و از آخرت جا بمانند و دسته دیگر آخرت را گرفته و در امور مربوط به دنیا پیشرفتی نداشته باشند و این در حالی است که اگر خوب به قضیه نگاه کنیم و درست تحلیل کنیم،خواهیم دید که حقیقت چیز دیگری است.
حقیقت این است که چنانچه از مضمون آیات 39 سوره نجم و 18 تا 20 سوره اسراء برمی آید توجه،پرداختن و اهمیت دادن به امور دنیا از نگاه شریعت، خود،اصل است و همچنین اصلی است هم وزن و هم تراز آخرت،و علت آن که در هرکجا که در ارتباط با دنیا صحبت شده در ادامه سخن گرایش بدان را مورد نکوهش قرار داده،همه و همه به منظور بازداشت مردم از افراط در گرایش بدان بوده است.
به عبارتی روشنتر می خواهد بگوید که گرایش و توجه به دنیا اصل است،تا آنجا که در امور آخرتی انسان خلل ایجاد ننماید.اگر انسان بتواند در حالی که صد در صد به دنیا توجه دارد و به عبارتی در کسب منافع مربوط بدان پیشتاز است،در همان حال آموزه ها و ارزشهای الهی را مدّ نظر داشته باشد،این غایت همان چیزی است که خدای تعالی برای انسان ترسیم فرموده است.
بسیاری به لحاظ عدم آگاهی از این قضیه،راه حلی که پیشنهاد کرده و می کنند در کل عدم توجه تام و تمام به امور دنیا و همه تلاش برای آخرت است.زیرا از نظر آنان ممکن نیست که انسان هم به دنیا بپردازد و هم به آخرت،و در تأیید تلقی خود مضامین آیات و اخبار ناظر بر نکوهش دنیا و گرایش بدان را پیش می کشند و حال آنکه اگر خوب به قضیه نگاه کنیم خواهیم دید که اساساً بدون دنیا آخرتی نیز در کار نخواهد بود.
به عبارتی بهتر حصول به آخرت از راه دنیا ممکن است،و این در حالی است که بدون دنیا حصول به آخرت اگر چه در سطحی نازل ممکن است اما بایستی دانست این مقدار،آن چیزی نخواهد بود که مورد نظر حق تعالی بوده و هست. اگر به وضعیتی که مسلمانان در حال حاضر در جهان دارند بنگرید،به منظور نگارنده پی خواهید برد.
پرسش این است چرا عموم جوامع اسلامی در جهان در زمره کشورهای عقب مانده و عقب افتاده اند؟در پاسخ بایستی گفت علت آن جز این می باشد که مسلمانان به واسطه همین گونه برداشتها از دنیا فاصله گرفته و خود موجبات عقب ماندگی خود را فراهم نموده اند؟ و این در حالی است که خدای تعالی به صراحت در قرآن فرموده که:«و هر کس در این دنیا کور و گمراه باشد،در آخرت نیز کور و گمراه تر خواهد بود».(اسرا 72).و بر همین اعتبار،رسول خدا ص نیز فرموده:«دنیا مزرعه آخرت است».
اینها همه،یعنی همه چیز در این دنیا خلاصه می شود،و از طریق دنیا می توان به همه چیز حتی رضایت و خوشنودی خدا نایل گردید،مشروط بدان که بدانیم از این وسیله چگونه باید بهره برداری نماییم.
نکته مهم این است که اگر ما بتوانیم به دنیا اقبال صد در صدی داشته و در همان حال از معنویت و ارزشهای اخلاقی نیز غافل نشویم،راه را درست رفته،در غیر این صورت یعنی با گرایش به تنها دنیا،و یا گرایش به تنها آخرت،قطعاً از راه درست منحرف گشته،و قدم به بیراهه نهاده ایم.
ممکن است برخی از صاحب نظران محترم عنوان نمایند که منظور از کوری و گمراهی اشاره شده در آیه 72 سوره اسراء،کوری و گمراهی نسبت به دعوت انبیا بوده،و ربطی به موضوع دنیا و دنیاطلبی ندارد.
در توضیح بیشتر در ارتباط با این مطلب بایستی گفت گرچه آن معنا را نیز در بر می گیرد،اما پرسش این است:آیا عدم اقبال و توجه به دنیا که موجب می گردد تا یک جامعه از قافله تمدن عقب افتاده،و به کشوری ضعیف مبدل گردد، به طوری که هر روز از جایی بدان هجمه شده،و مانع از آن شوند که یک روز آب خوش از گلوی اش پایین رود،این خود،مصداق کوری و گمراهی نخواهد بود؟!
در تکمیل مطالب فوق بایستی گفت که دنیا بهترین وسیله ای است که خدای تعالی در اختیار انسان قرار داده تا انسان،خود را اثبات نماید.دنیا نردبامی است که از طریق آن انسان می تواند مراتب آسمانی را طی نموده و با بالا رفتن از پله های آن،سر از آسمان برآورد،و اینها همه چنانچه گفته شد تنها به یک شرط قابل حصول بوده،و آن چیزی جز توجه به معنویت و اخلاق نخواهد بود.
بایستی دانست هنر انسان بودن در آن است که با یک دست دنیا را بگیرد،و با دستی دیگر آخرت را.اگر توانست چنین کاری را انجام داده،و حرکت خود را در دنیا بدان صورت رقم زند،در آن صورت است که خود،مصداق آیه 14 از سوره مومنون که فرموده:«فتبارک الله احسن الخالقین»بوده،و در غیر آن صورت،باید بداند که وقت خود را تلف نموده است.
کریم نافعی فرد
تهران ایران
|