وب سایت اختصاصی کریم نافعی فرد

تأملاتی در باب شرک

تأملاتی در باب شرک
آیاتی در قرآن هست که در آن آیات خدای تعالی فرموده که جز شرک همه گناهان را می بخشد.این که بخشش خدای تعالی چگونه و تحت چه شرایطی انجام می پذیرد،خود مطلبی است که باید روشن شود،زیرا ممکن است این تصور در مردم ایجاد شود که هر گناهی که مرتکب شوند،خدای تعالی خواهد بخشید،و این همان انگاره ای است که ممکن است مردم را در کشش به سوی گناهان ترغیب نماید،و این در حالی است که موضوع در عین ساده بودن،پیچیدگی های خود را دارد.قبل از ادامه سخن بهتر آن است که به آیات مربوط بدین مبحث توجه نماییم.
«بگو ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده‌اید،از رحمت خداوند نومید نشوید،که خدا همه گناهان را می‌آمرزد،زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است». (زمر : 53).
«بگو اگر خدا را دوست می دارید،از من پيروى‌ كنيد،تا خدا شما را دوست بدارد،و گناهانتان را ببخشد،و خدا آمرزنده مهربان است». (آل عمران :31).
«خداوند اين را كه به او شرك آورده شود نمى ‏آمرزد و فروتر از آن را بر هر كه بخواهد مى ‏بخشايد و هر كس به خدا شرك ورزد قطعا دچار گمراهى دور و درازى شده است». (نساء : ۱۱۶)
«مسلما خدا اين را كه به او شرك ورزيده شود،نمى ‏بخشايد،و غير از آن را براى هر كه بخواهد مى ‏بخشايد،و هر كس به خدا شرك ورزد،به يقين گناهى بزرگ بربافته است». (نساء : ۴۸)
«و آنان كه چون كار زشتى کنند،يا بر خود ستم روا دارند،چون خدا را به ياد آورند و براى گناهان شان آمرزش خواهند،خدا گناهان شان ببخشد،و چه كسى جز خدا گناهان را مى بخشد.آن کسانی مشمول بخشش خدا هستند که بر انجام گناهان اصرار نمی کنند،و بدی کارشان را مى‏دانند». (آل عمران:۱۳۵)
از مجموع آیات فوق دو نکته اساسی به دست می آید:
1- خدای تعالی جز شرک همه گناهان را می بخشد.
2- بخشش خدای تعالی شامل آن کسانی خواهد بود که پس از وقوف به گناهان خویش،اولاً از ارتکاب به گناهان توبه نمایند،و ثانیاً هیچگاه در صدد ارتکاب مجدد به گناهان نباشند.
شایان ذکر آن که ممکن است برخی از انسانها با آن که توبه کرده اند،به لحاظ ضعف نفسانی،توبه خود را شکسته،و مجدداً مرتکب گناه شوند.این افراد باید بدانند که وسعت رحمت و بخشایش خدای تعالی بی انتها بوده،و اگر قلباً و حقیقتاً خواهان توبه و تقرب به خدای تعالی باشند،هر چند بار که توبه شان شکسته شود،همچنان باب توبه بر آنان باز بوده،و خدای تعالی توبه شان را خواهد پذیرفت.
می رسیم بدانجا که ببینیم چرا خدای تعالی شرک را گناهی نابخشودنی معرفی نموده است؟پرسش این است مگر شرک چیست که در نظر خدا آن همه مبغوض و منفور است؟ در برخورد با آیات ۴۸ و 116 سوره نساء که پیش از این عنوان شد،دیدیم که با موضوع شرک به شدت برخورد شده بود.بایستی دانست این موضع گیری دو علت داشته،یک علت آن ناشی از حساسیت فوق العاده این موضوع در آن مقطع بوده است.
از آنجا که شریعت اسلام مبتنی بر توحید و پرستش خدای یگانه بوده،و نیز به منظور تحقق این امر لازم بوده شرک که در آن مقطع در بت پرستی متجلی بوده،از میان برداشته شود،این خود موجب گردیده تا خدای تعالی با آن به شدت برخورد نماید.به عبارتی دیگر،می توان گفت که شدت برخورد خدای تعالی در ارتباط با موضوع شرک و بت پرستی، همه بدان جهت بوده که می خواسته تا آنجا که ممکن بوده مسلمانان را از این آفت دور نماید.اگر خوب دقت کنیم، خواهیم دید که این نوع برخورد بسیار شبیه با برخورد با موضوع ارتداد است.در موضوع ارتداد نیز خدای تعالی چنان که در آیه 217 سوره بقره که دومین سوره نازل شده پس از هجرت است،مشاهده می شود مرتدین را به عذاب اخروی تهدید نموده و این در حالی است که در سوره مائده که در سال هفتم هجرت نازل شده لحن خود را تغییر داده و جز یک سرزنش ساده چیز دیگری را عنوان ننموده است.این شکل برخورد به چه علت بوده؟در ادامه توضیح خواهیم داد.به آیات اشاره شده توجه نمایید:
«از تو در باره ماهى كه كارزار در آن حرام است مى ‏پرسند.بگو كارزار در آن گناهى بزرگ،و بازداشتن از راه خدا و كفر ورزيدن به او،و بازداشتن از مسجد الحرام،و بيرون راندن اهل آن از آنجا نزد خدا بزرگتر و فتنه از كشتار بزرگتر است،و آنان پيوسته با شما می جنگند تا اگر بتوانند شما را از دين تان بر گردانند،و كسانى از شما كه از دين خود برگردند،و در حال كفر بميرند،آنان كردارهاي شان در دنيا و آخرت تباه مى ‏شود و ايشان اهل آتش اند،و در آن ماندگار خواهند بود. (بقره : 217)
«اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد هر كس از شما از دين خود برگردد به زودى خدا گروهى را مى ‏آورد كه آنان را دوست مى دارد و آنان نیز او را دوست دارند. با مؤمنان فروتن،بر كافران سرفرازند.در راه خدا جهاد مى كنند،و از سرزنش هيچ ملامتگرى نمى‏ ترسند.اين فضل خدا است.آن را به هر كه بخواهد مى‏ دهد،و خدا گشايشگر دانا است». (مائده : ۵۴)
با توجه به مضمون آیات فوق گفته شد که خدای تعالی در ارتباط با ارتداد دو گونه برخورد نموده و چنان که مضمون آیات نشان می دهد ابتدا مرتدین را با عذاب اخروی(دقت کنید گفته شد عذاب اخروی،نه عذاب دنیوی مانند مجازات اعدام) تهدید،و ظرف چند سال بعد،لحن خود را تغییر داده و به یک سرزنش ساده بسنده نموده است.
این برخورد دوگانه دلیل روشنی داشته و دلیل آن به شرایط دعوت بازمی گردد.به عبارتی بهتر از آنجا که در مقطع اول،یعنی اوائل هجرت،اسلام پیروان چندانی ندارد،و هرگونه عقب نشینی،ارتداد و تغییر دین از ناحیه نومسلمانان، حتی در حد یک یا چند نفر،نیز،تهدیدی جدّی برای امر دعوت محسوب می شود،لذا خدای تعالی با برخورد و تهدید به عذاب اخروی،در صدد است به هر صورت ممکن از ارتداد و خروج مسلمانان از اسلام جلوگیری نماید،و این در حالی است که به فاصله چند سال بعد که اسلام جانی گرفته،و تعداد مسلمانان نیز افزایش یافته،و به عبارتی دیگر،خطری جدی اسلام را تهدید نمی کند،لحن خود را تغییر داده،و با روشی نرم با قضیه برخورد نموده است.
شاید بیشتر مفسرین قرآن بدین نکته توجه نداشته اند که چرا خدای تعالی با این قضیه و برخی قضایای دیگر دو گونه برخورد نموده است.بسیاری تصور شان این بوده که هرچه در همان مقطع اول گفته شده همان ملاک کلی و همیشگی خواهد بود.بایستی دانست که وقتی خدای تعالی در ارتباط با یک موضوع دو گونه برخورد می نماید،قطعا منظوری دارد و ما باید آن منظور را دریابیم.از جمله اشکالات مهم در این قضیه آن است که به واسطه عدم درک همین معنا،در حال حاضر نیز بر طبق فتوای فقهای اسلام مجازات مرتد اعدام است،و این درحالی است که خدای تعالی در آیه 256 سوره بقره فرموده:«لا اکراه فی الدین».در گزینش دین اجباری نیست.
بازگردیم به اصل موضوع.پیشتر گفته شد که در برخورد با آیات ۴۸ و 116 سوره نساء،دیدیم که با موضوع شرک به شدت برخورد شده بود.بایستی دانست این موضع گیری دو علت داشته است.یک علت آن ناشی از حساسیت فوق العاده این موضوع در آن مقطع بوده است.از آنجا که شریعت اسلام مبتنی بر توحید و پرستش خدای یگانه بوده،و نیز از آنجا که به منظور تحقق این امر لازم بوده شرک که در آن مقطع در بت پرستی متجلی بوده،از میان برداشته شود،این خود موجب گردیده تا خدای تعالی با آن به شدت برخورد نماید.
به عبارتی دیگر،می توان گفت که شدت برخورد خدای تعالی در ارتباط با موضوع شرک و بت پرستی،همه بدان جهت بوده که تا حد ممکن مسلمانان را از شرک و بت پرستی دور نماید.چرا؟ به جهت آن که مبارزه با شرک و بت پرستی اساس دعوت اسلام است و اگر در باره آن سختگیری نشود چه بسا امر دعوت به طول انجامد و یا اصلا موفق نشود.علت دوم ناظر به اهمیت موضوع شرک و بت پرستی بوده است.از آنجا که خدای تعالی می خواهد انسانهای مؤمن با توجه به خدا و پرستش خالصانه او بتوانند مراتب رشد و تعالی را طی نمایند،و با توجه بدین که توجه و پرستش بتها و چیزهایی جز خدا،مردم را از عبادت خالصانه خداوند دور نموده،و مانع از تعالی آنان می گردد،لذا به جهت آن که ذهن مردم را از این آلودگیها دور نماید،آمده و با موضوع بت پرستی و شرک بشدت برخورد نموده،و برای تفهیم این معنا به مردم،همان گونه که گفته شد،در ابتدا با انذار و تهدید،و در وهله دوم با سرزنش و نکوهش منظور خود را بیان فرموده است.
نکته ای که در اینجا لازم است بدان توجه داشته باشیم آن است که خدای تعالی حتی شرک را نیز همچون گناهان دیگر می بخشاید،و آنجا که فرموده شرک را نمی بخشاید،منظور شرک مشرکی بوده که با شرک از دنیا رفته است. همان مشرک اگر قبل از مردن،توبه نماید،او نیز مورد بخشش خداوند قرار خواهد گرفت،و این طور نیست که اگر توبه نیز نماید،بخشوده نگردد.پس با این حساب مشاهده می شود که خدای تعالی بلا استثناء،همه گناهان را مشروط بدان که فرد گنهکار تا زنده است،از گناهان خود توبه نموده،و به سوی خدا باز گردد، مورد بخشایش قرار می دهد.گفتنی آن که موضوع شرک به همین جا ختم نشده،و دامنه آن بسیار وسیعتر از این چیزها است.گرچه نگارنده در کتاب «توحید» به تفصیل در این باره سخن گفته و توضیح داده،اما همین قدر بایستی دانست که موضوع شرک تنها در بت پرستی خلاصه نمی شود.
چنانچه از مفهوم آیات قرآن و احادیث رسول بزرگوار اسلام برمی آید،بایستی گفت که به طور کلی برای هر کسی و هر چیزی اعم از زنده و مرده،حیثیت و نفوذی در کنار حیثیت و نفوذ خدا قائل شدن،خود،شرک محسوب می گردد. آیات و اخبار در این رابطه فراوان است،و طالبین به اطلاعات بیشتر می توانند به قرآن و کتب احادیث پیامبر ص رجوع نمایند.در ادامه نظر خواننده را به آیاتی که در ارتباط با شرک نازل گردیده،جلب می نماییم:
«بگو او خداي يگانه است.نه زاده است،و نه زاده شده است،و او را همتايي نيست». (اخلاص: 1ـ4)
«شما را امر نمي‌كند كه فرشتگان و پيامبران را خدايان خود قرار دهيد.آيا شما را پس از آن كه اسلام آورديد،به كفر امر مي‌كند». (آل عمران: 80)
«بگو: اي اهل كتاب،بيائيد به سوي كلامي كه هر دو طرف بدان معتقديم،و آن اين است كه جز خدا را نپرستيم،چيزي را شريك او قرار ندهيم،و بعضي از ما،بعضي ديگر را ارباب و خدايان خود قرار ندهد». (آل عمران: 64)
«آيا آن چيزي را كه خود قادر به خلق چيزي نيست،و بلكه خود مخلوق خدا مي‌ باشد،شريك خدا قرار مي‌دهند؟در صورتي كه آنها نه به آنان،و نه به خودشان،كمكي نمي‌توانند كرد.غير خدا هر آن كس را بخوانيد،به حقيقت همه مانند شما،بندگاني هستند.اگر راست مي‌گوئيد،پس از آنها بخواهيد تا اجابت كنند شما را. آيا آنان را پاهايي است كه به آن راه روند؟ يا دست هايي كه بدان كاري انجام دهند؟ يا چشم‌هايي كه با آنها ببينند؟ يا گوش‌هايي كه با آن بشنوند؟ بگو آنها را كه شريك خدا قرار داده‌ايد،بخوانيد،و به ياري آنها براي من توطئه كنيد،و لحظه‌اي درنگ نكنيد». (اعراف: 191، 192، 194، 195)
«آنان (یهود و نصاری) احبار (علما و پیشوایان دین یهود) و رهبان (عالمان و پیشوایان دین مسیح) و مسيح پسر مريم را،معبوداني جز خدا گرفتند،و حال آن كه دستور داشتند جز خداي يگانه را كه معبودي جز او نيست،نپرستند.خدا پاك و منزه است از آنچه همتاي او قرار مي‌دهند». ( توبه: 31)
«معبودهايي جز خدا را عبادت مي‌كنند كه نه ضرري به حال آنان دارد و نه نفعي. گويند آنان شفيعان ما نزد خدايند. بگو: آيا خدا را از چيزي خبر مي‌دهيد كه در آسمان‌ها و زمين كسي از آن خبر ندارد؟». (يونس: 18)
«خدا همان كسي است كه شما را آفريد،سپس به شما روزي داد،پس از آن مي ‌ميراند،و سپس زنده خواهدكرد.آيا آنها كه براي خدا شريك قرار مي‌ دهيد، چيزي از اين كارها توانند كرد؟ او منزه و برتر است از آنچه شريك او قرار مي ‌دهند.فساد در خشكي و دريا به لحاظ كارهايي كه مردم انجام داده‌اند،آشكار است.خداي تعالي خواهد نتيجه بعضي از اعمال مردم را به خودشان بچشاند، شايد که بازگردند.بگو در زمين سير و سياحت كنيد،و بنگرید که فرجام کار آن كساني كه پيش از شما بودند،و بیشترشان نیز مشرک بودند،چگونه بوده است.». (روم: 40ـ42)
در ارتباط با موضوع شرك، اخبار فراواني نیز از رسول خدا(ص) نقل گرديده، كه ما در اين قسمت به عنوان نمونه،به چند مورد از آنها اشاره مي‌نمائيم.منبع احادیث ذکر شده کتاب «نهج الفصاحه» به قلم ابوالقاسم پاینده است.
«جبریل پیش من آمد و گفت امت خود را بشارت ده که هر کس بمیرد و چیزى را با خدا شریک نسازد به بهشت می رود. گفتم اى جبرئیل! و اگر دزدى کرده باشد؟و اگر زنا کرده باشد؟ گفت آرى! گفتم و اگر دزدى کرده باشد؟و اگر زنا کرده باشد؟ گفت آرى! گفتم و اگر دزدى کرده باشد؟و اگر زنا کرده باشد؟ گفت آرى! و اگر شراب خورده باشد».
«بیش از هر چیزی بر امت خود از شرک به خدا بیم دارم،من نمی گویم که خورشید و ماه یا بت می پرستند،ولى کارهائى براى غیر خدا انجام می دهند،و دستخوش شهوات نهانى می شوند».
«شرک در امت من از گذر کردن مور بر کوه صفا در شب تاریک نهانتر است، و نزدیکتر از همه آن است که چیزى از ستم را دوست دارى،یا چیزى از عدل را دشمن.مگر دین جز دوستى در راه خدا،و دشمنى در راه خدا است؟».
«هر گناهى را شاید خدا ببخشد،مگر کسى که مشرک مرده،یا مؤمنى را به عمد کشته باشد».
«میان بنده و شرک،جز ترک نماز فاصله ای نیست،و چون بنده نماز را ترک کند، مشرک است».
چنانچه از فحواي آيات و اخبار استنباط مي‌شود، توحيد و پرستش حقيقي خداوند تنها زماني تحقق خواهد يافت كه بنده در كنار پرستش باري تعالي،در تمام امور،تنها او را مؤثر بداند.تنها او را بخواند.تنها از او بخواهد.تنها به او اميدوار باشد،و تنها براي او كار كند.داخل كردن هر چيز و هر كسي در اين عرصه، شخص را از توحيد دور نموده،و او را،در عين آن كه خدا را به عنوان خالق و پديده آورنده جهان هستي مي‌شناسد،به شرك آلوده مي‌نمايد.
چنانچه از مضمون آيات قرآن بر مي‌آيد،اكثريت مردم جهان چه در گذشته و چه در حال حاضر،در دام شرك گرفتار بوده،و مي‌باشند.شايد تاكنون بدين نكته زياد عنايت نشده كه شرك ورزي به خدا از بالاترين مصاديق پيروي شيطان بوده،و بد نيست بدانيم اساس كار شيطان،ايجاد و گسترش پديده شرك و شرك ورزي در ميان انسانها است.اين كه شيطان پس از تمرد از فرمان خدا مبني بر سجده به آدم،و مطرود شدن از درگاه خداي تعالي،و مهلت خواستن از خدا،به عزت خدا قسم ياد مي‌كند كه جز آن افرادی كه خدا را خالصانه مي‌ پرستند،و تمام توجه شان به خدا است،تمامی انسانها را به ورطه فساد و گمراهي بكشاند، گواه روشني بر اين مدعا است. (ص: 71ـ83)
شيطان در مطالبي كه عنوان نموده،صريحاً بيان داشته كه تنها راه رهايي و رسيدن به سرمنزل فلاح و رستگاري،راه توحيد و پرستش خالصانه خداوند است. به بيان ديگر،تنها و تنها سالكان اين راه امنيت داشته،و شيطان را تنها به افراد اين حزب دسترسي نيست.خارج از اين حيطه،هر كه و هر چه را در نظر بگيريم، ممكن نيست در دام شيطان گرفتار نباشد.دامي كه مهم ترين و شايع ‌ترين شكل آن،شرك و شرك ورزي به خدا است.
اين كه گفته شد اساس كار شيطان در گمراه نمودن انسان‌ها،كشيدن آنها به ورطه شرك و شرك ورزي است، با توجه به مضمون آيه ياد شده است.آنجا كه شيطان،افراد موحد و خالص،را از گمراهان استثنا مي‌كند،بيانگر اين امر است كه اساس كار شيطان ايجاد و گسترش پديده مذموم شرك و شرك ورزي است. چرا؟ چون در نقطه مقابل آن توحيد و پرستش خالصانه خداوند آمده است.نگفته همه را گمراه توانم كرد،جز آنان كه نماز مي‌خوانند،يا روزه مي‌گيرند،يا .... بلكه گفته همه را گمراه توانم كرد،جز افراد موحد.
به بيانی ديگر،وقتي مي‌گويد:من همه بني‌آدم را جز موحدين،گمراه خواهم نمود، مفهوم آن اين است كه گمراهي مورد نظر شيطان،كشيدن انسانها به ورطه شرك است.چرا كه اگر جز اين مي‌بود،موحدين و مخلصين،يعني كساني كه خداي تعالي را خالصانه عبادت مي‌كنند،و عبادت شان آلوده به شرك و شرك ورزي نيست،را استثنا نمي‌نمود.
علاوه بر مطالب فوق،بايستي دانست که شرك،مادر همه گمراهي ها است. چرا؟چون هر فساد و انحرافي از آن ناشي مي‌گردد.به عبارتی ديگر،تا شخص خدا را خالصانه مي‌پرستد،باب هرگونه گمراهي بر او مسدود است،زيرا ممكن نيست شخص موحد،در دام گناه گرفتار گردد.به مجرد آن كه انسان از دايره توحيد خارج شده،و در ورطه شرك سقوط می نمايد،باب تمام گمراهي‌ها پيش روي وي گشوده می گردد.اگر فردي مرتكب قتل مي‌شود،يا اقدام به سرقت مي‌نمايد،يا مرتكب فواحش مي‌گردد،يا به حقوق مردم تعدي و تجاوز مي‌نمايد،يا دروغ مي‌گويد،تهمت مي‌زند،و هزاران مفسده ديگر،همه و همه به لحاظ عدم وجود اصل اخلاص و پرستش خالصانه خداوند در وجود او است.زيرا فردي كه خداي تعالي را تنها مؤثر در جهان هستي مي‌داند،ممكن نيست سر از مفاسد و گناهان ياد شده در آورد.
به عبارتي ديگر، از آنجا كه همه مفاسد و انحرافات، از عدم شناخت و عدم ايمان خالص به قدرت خداي تعالي نشأت مي‌گيرد، طبيعتاً اگر انسان تنها و تنها به خدا متكي بوده،و با اميد به خدا پيش رود،جايي براي بروز اموري از قبيل چيزهايي كه گفته شد‌،باقي نخواهد ماند.همه گمراهي‌ها از عدم ايمان خالص به خدا،و بالتبع،عدم ترس از خدا ناشي مي‌گردد.كسي كه به خدا شرك مي‌ورزد،از خدايان و ارباب خود،بيش از خدا حساب مي‌برد،و چون حقيقتاً و كاملاً به خدا متكي نيست،لذا به هر نسيمي که می وزد،بر خود می لرزد،و همین ترس موجب می گردد تا به منظور رفع مشكلات خويش به هر کاری دست بزند.
اين در حالي است كه شخص مؤمن و موحد،به لحاظ اتكاي حقيقي به خداي تعالي،در برخورد با مشكلات،اولاً،دستپاچه نمي‌شود،و چون به خدا اميدوار است، با اميد به خدا در رفع مشكلات خويش مي‌كوشد،و ثانياً،به لحاظ ترس از خدا،به خود اجازه نمي‌دهد كه به منظور حفظ منافع و مطامع دنيوي خويش،به هر كاري دست بزند.شرك انسان را ابتدا از خدا دور مي‌كند،و سپس آن ترس و تقوايي را كه در وجود هر مؤمن موحدي است،از وجود وي زايل نموده،و انسان را به موجودي مبدل مي‌كند كه از خدا ترسي ندارد،و همين،اول منزل از منازل بدبختي انسان است.زيرا به لحاظ عدم وجود ترس از خدا،به هر كاري كه به مصلحت خود بداند،دست مي‌زند.
به گمان ما،اگر شرك از صفحه وجود آدميان پاك گردد،بدون ترديد تمامي تلاش‌ها و توطئه‌هاي شيطان و شياطين نقش بر آب خواهد شد.اما بايستي دانست كه جا انداختن اين موضوع در ذهن عامه مردم كه جز احساسات آلوده به شرك و خرافه چيزي درك نكرده،و بیش از آنچه که درک کرده اند،نیز چیزی نمی دانند،کار بسيار مشكلی است.گفتنی در این باره فراوان است و در اینجا که قصد ما بیان مطالب به صورت مختصر است امکان طرح کامل آنها نیست. توضیحی مختصر در ارتباط با دو خبر از رسول خدا ص آورده و به بحث خود خاتمه می دهیم.
«بیش از هر چیزی بر امت خود از شرک به خدا بیم دارم،من نمی گویم که خورشید و ماه یا بت می پرستند،ولى کارهائى براى غیر خدا انجام می دهند،و دستخوش شهوات نهانى می شوند».
«شرک در امت من از گذر کردن مور بر کوه صفا در شب تاریک نهانتر است، و نزدیکتر از همه آن است که چیزى از ستم را دوست دارى،یا چیزى از عدل را دشمن.مگر دین جز دوستى در راه خدا،و دشمنى در راه خدا است؟».
در خبر اول عنوان شده که: «بیش از هر چیزی بر امت خود از شرک به خدا بیم دارم،من نمی گویم که خورشید و ماه یا بت می پرستند،ولى کارهائى براى غیر خدا انجام می دهند،و دستخوش شهوات نهانى می شوند». دقت در مضمون این خبر پرده از مفاهیم بسیاری برمی گیرد و از جمله آن که رسول خدا خود، منظور از شرک اکبر را روشن و واضح بیان فرموده است.
پیش از ادامه بحث لازم می دانیم به نکته ای اشاره نماییم و آن این است که شرک از نگاه ما به دو قسم است.شرک اصغر و شرک اکبر.شرک اصغر عبارت است از آن صورت ابتدایی شرک،یعنی پرستش بت ها،اصنام و اجرام آسمانی که در گذشته بین مردم مرسوم بوده،و این در حالی است که شرک اکبر،چیزی فراتر و پیچیده تر از آن صورتها است.در شرک اکبر از پرستش و به عبارتی دیگر قبول هرگونه حیثیت و نفوذ برای اصنام و اجرام در کنار حیثیت و نفوذ خدای تعالی خبری نبوده،و بلکه این حیثیت و نفوذ از آن چیزهایی دیگر است.آن چیز ها چه هستند؟درک این معنا بسیار مهم است.
خدای تعالی در آیاتی که پیش از این عنوان شد،دقیقاً معلوم فرموده،و پیامبر خدا ص نیز با تعاریف روشنی که در ارتباط با پدیده شرک آورده،تکلیف همه را روشن نموده است.لازم است یکبار دیگر با دقت به مضامین آیات و اخبار عنوان شده توجه نماییم:
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ.اللَّهُ الصَّمَدُ.لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ.وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ.«بگو او خداي يگانه است.نه زاده است،و نه زاده شده،و او را برابر و همتايي نيست». (اخلاص: 1ـ4).
مَا كَانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُؤْتِيَهُ اللَّهُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ كُونُوا عِبَادًا لِي مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلَكِنْ كُونُوا رَبَّانِيِّينَ بِمَا كُنْتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتَابَ وَبِمَا كُنْتُمْ تَدْرُسُونَ. وَلَا يَأْمُرَكُمْ أَنْ تَتَّخِذُوا الْمَلَائِكَةَ وَالنَّبِيِّينَ أَرْبَابًا أَيَأْمُرُكُمْ بِالْكُفْرِ بَعْدَ إِذْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ
«هيچ بشرى را نسزد كه خدا به او كتاب و حكم و پيامبرى بدهد سپس او به مردم بگويد به جاى خدا بندگان من باشيد.بلكه به سبب آن كه كتاب تعليم مى‏ داديد،و از آن رو كه درس مى‏ خوانديد،علماى دين باشيد.شما را امر نمي‌كند كه فرشتگان و پيامبران را خدايان خود قرار دهيد.آيا شما را پس از آن كه اسلام آورده ايد،به كفر امر مي‌كند». (آل عمران: 79 – 80)
قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ. «بگو: اي اهل كتاب،بيائيد به سوي كلامي كه هر دو طرف بدان معتقديم،و آن اين است كه جز خدا را نپرستيم،چيزي را شريك او قرار ندهيم،و بعضي از ما، بعضي ديگر را ارباب و خدايان خود قرار ندهد». (آل عمران: 64)
أَيُشْرِكُونَ مَا لَا يَخْلُقُ شَيْئًا وَهُمْ يُخْلَقُونَ. وَلَا يَسْتَطِيعُونَ لَهُمْ نَصْرًا وَلَا أَنْفُسَهُمْ يَنْصُرُونَ. وَإِنْ تَدْعُوهُمْ إِلَى الْهُدَى لَا يَتَّبِعُوكُمْ سَوَاءٌ عَلَيْكُمْ أَدَعَوْتُمُوهُمْ أَمْ أَنْتُمْ صَامِتُونَ. إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ عِبَادٌ أَمْثَالُكُمْ فَادْعُوهُمْ فَلْيَسْتَجِيبُوا لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ. أَلَهُمْ أَرْجُلٌ يَمْشُونَ بِهَا أَمْ لَهُمْ أَيْدٍ يَبْطِشُونَ بِهَا أَمْ لَهُمْ أَعْيُنٌ يُبْصِرُونَ بِهَا أَمْ لَهُمْ آذَانٌ يَسْمَعُونَ بِهَا قُلِ ادْعُوا شُرَكَاءَكُمْ ثُمَّ كِيدُونِ فَلَا تُنْظِرُونِ.
«آيا آن چيزي را كه خود قادر به خلق چيزي نيست،و بلكه خود مخلوق خدا مي‌باشد،شريك خدا قرار ميدهند؟در صورتي كه آنها نه به آنان،و نه به خودشان، كمكي نمي‌توانند كرد و اگر آنها را به هدايت فراخوانيد از شما پيروى نمى كنند چه آنها را بخوانيد يا خاموش بمانيد،براى شما يكسان است.غير خدا هر آن كس را بخوانيد،به حقيقت همه مانند شما،بندگاني هستند.اگر راست مي ‌گوئيد،پس از آنها بخواهيد تا اجابت كنند شما را.آيا آنان را پاهايي است كه به آن راه روند؟يا دست هايي كه بدان كاري انجام دهند؟يا چشم‌هايي كه با آنها ببينند؟يا گوش هايي كه با آن بشنوند؟بگو آنها را كه شريك خدا قرار داده ‌ايد،بخوانيد،و با ياري آنها براي من توطئه كنيد،و لحظه‌اي درنگ نكنيد». (اعراف: 191 - 195)
اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَالْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا إِلَهًا وَاحِدًا لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ سُبْحَانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ
«آنان (یهود و نصاری) احبار (علما و پیشوایان دین یهود) و رهبان (عالمان و پیشوایان دین مسیح) و مسيح پسر مريم را،معبوداني جز خدا گرفتند،و حال آن كه دستور داشتند جز خداي يگانه را كه معبودي جز او نيست،نپرستند.خدا پاك و منزه است از آنچه همتاي او قرار مي‌دهند». ( توبه: 31)
وَ يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَضُرُّهُمْ وَلَا يَنْفَعُهُمْ وَيَقُولُونَ هَؤُلَاءِ شُفَعَاؤُنَا عِنْدَ اللَّهِ قُلْ أَتُنَبِّئُونَ اللَّهَ بِمَا لَا يَعْلَمُ فِي السَّمَاوَاتِ وَلَا فِي الْأَرْضِ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ. «معبودهايي جز خدا را عبادت مي‌كنند كه نه ضرري به حال آنان دارد و نه نفعي. گويند آنان شفيعان ما نزد خدايند. بگو: آيا خدا را از چيزي خبر مي‌دهيد كه در آسمان‌ها و زمين كسي از آن خبر ندارد؟». (يونس: 18)
اللَّهُ الَّذِي خَلَقَكُمْ ثُمَّ رَزَقَكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ هَلْ مِنْ شُرَكَائِكُمْ مَنْ يَفْعَلُ مِنْ ذَلِكُمْ مِنْ شَيْءٍ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ. ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ لِيُذِيقَهُمْ بَعْضَ الَّذِي عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ. قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلُ كَانَ أَكْثَرُهُمْ مُشْرِكِينَ.
«خدا همان كسي است كه شما را آفريد،سپس به شما روزي داد،پس از آن مي ‌ميراند،و سپس زنده خواهدكرد.آيا آنها كه براي خدا شريك قرار مي‌ دهيد، چيزي از اين كارها توانند كرد؟ او منزه و برتر است از آنچه شريك او قرار مي ‌دهند.فساد در خشكي و دريا به لحاظ كارهايي كه مردم انجام داده‌اند،آشكار است.خداي تعالي خواهد نتيجه بعضي از اعمال مردم را به خودشان بچشاند، شايد که بازگردند.بگو در زمين سير و سياحت كنيد،و بنگرید که فرجام کار آن كساني كه پيش از شما بودند،و بیشترشان نیز مشرک بودند،چگونه بوده است.». (روم: 40ـ42)
در ادامه به منظور درک بیشتر و همچنین روشنتر شدن وجوه متعدد عنصر شرک و شرک ورزی نسبت به خدای تعالی،مجدداً نظر خوانندگان را به مطالب و نکاتی که رسول گرامی اسلام در ارتباط با این پدیده عنوان فرموده،و بسیار نیز جای تفکر و تأمل دارد،جلب می نماییم:
«جبریل پیش من آمد و گفت امت خود را بشارت ده که هرکس بمیرد،و چیزى را با خدا شریک نسازد،به بهشت می رود.گفتم اى جبرئیل! و اگر دزدى کرده باشد؟و اگر زنا کرده باشد؟ گفت آرى! گفتم و اگر دزدى کرده باشد؟و اگر زنا کرده باشد؟ گفت آرى! گفتم و اگر دزدى کرده باشد؟و اگر زنا کرده باشد؟ گفت آرى! و اگر شراب خورده باشد». (حدیث نبوی)
«بیش از هر چیزی بر امت خود از شرک به خدا بیم دارم،من نمی گویم که خورشید و ماه یا بت می پرستند،ولى کارهائى براى غیر خدا انجام می دهند،و دستخوش شهوات نهانى می شوند». (حدیث نبوی)
«شرک در امت من از گذر کردن مور بر کوه صفا در شب تاریک نهانتر است،و نزدیکتر از همه آن است که چیزى از ستم را دوست دارى،و یا چیزى از عدل را دشمن.مگر دینداری،جز دوستى در راه خدا،و همچنین دشمنى در راه خدا است؟». (حدیث نبوی)

کریم نافعی فرد
تهران ایران


بازگشت به آرشیو مطالب