(1354 نظر)
پدیدآورنده: معصومه رمضانی
ناشر :
انتشارات رسول آفتاب
مجوز انتشار الکترونیکی: سازمان چاپ و نشر ایران - اپلیکیشن کتابرسان
دسته بندی موضوعی : انقلاب اسلامی و دفاع مقدس : داستان و رمان
شابک: 9786007365899
نوع فایل: PDF
تاریخ انتشار: 1399
قیمت (نسخه الکترونیکی) : 5000تومان
هرگونه استفاده از تصویر جلد این کتاب و محتویات متن آن در سایر سایت ها و شبکه های اجتماعی بدون اجازه کتبی از سازمان چاپ و نشر ایران ممنوع می باشد. متخلفان مورد پیگرد قانونی قرار می گیرند.
کلیه آثار این سازمان بلافاصله پس از اخذ مجوزهای قانونی به دو صورت الکترونیکی و چاپی منتشر شده و در دسترس عموم مردم قرار می گیرند. اطلاعات بیشتر
- سلام مامان! چی شده؟ تو رو خدا راستشو بگو.
مرد بیطاقت شد. دلش میخواست حرفهای مادرزنش را از آنطرف گوشی بشنود. دست برد و دکمهی آیفون تلفن را فشار داد.
- نه مادر جان! هول نکن. عجب اشتباهی کردما. کاش بعداً زنگ میزدم. راستش خواب دیدم، دلم هول برداشت و طاقت نیاوردم. گفتم زنگ بزنم قرچک و یه خبری ازتون بگیرم.
زن نفس عمیقی کشید و گفت: «اووف ...خواب؟! وای مادر! شما که ما رو کشتید از دلواپسی.»
و بعد با کنجکاوی پرسید: «حالا چه خوابی دیدید؟»
مرد که خیالش راحت شد اتفاقی نیفتاده، روی صندلی کنار تلفن نشست و به صدای مادرزنش گوش داد.
- همین بعدِ نماز صبحی که سر گذاشتم روی بالشت تا چشمام گرم شد تو خواب یه اتوبوس سرباز دیدم که لباس خاکی تنشون بود. همه شون میاومدند سمت محلهی شما. به یکی از سربازا که چهرهی نورانی و زیبایی هم داشت، گفتم: این جا چه خبره؟ کجا میرید؟ لبخند زد و گفت: «مادر شهیدان حسین و اصغر ایرلو فوت کرده و امام حسین (ع) تشریف آوردند تا بر پیکر این مادر نماز بخونند. ماهم اومدیم به ارباب اقتدا کنیم.»
دفاع مشروع , فرماندهان جنگ , جنگ ایران و عراق
(1326 نظر)
5000تومان
(1327 نظر)
10000تومان
(1329 نظر)
5000تومان
(1332 نظر)
5000تومان
(1339 نظر)
10000تومان
(1340 نظر)
5000تومان
(1341 نظر)
5000تومان
(1343 نظر)
10000تومان
(1344 نظر)
5000تومان
(1345 نظر)
5000تومان
(1373 نظر)
10000تومان
(1374 نظر)
10000تومان
(2720 نظر)
98000تومان
(4118 نظر)
84000تومان
(4296 نظر)
60000تومان